شمس الدين محمد بن محمود آملي
29
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و اين انكار وقتى متوجه شدى كه شوق مخصوص بودى بطلب مشاهده محبوب ، ليكن چون محب را وراء مشاهدهء محبوب مطالب و مآرب ديگر هست همچو وصول قرب و ترقى و استدامت آن سخن ايشان تمام نشود . و از آن جمله غيرتست و مراد از غيرت حميت محبت است بر طلب قطع تعلق نظر محبوب از غير يا تعلق غير از محبوب يا بسبب مشاركتش با او يا سبب اطلاعش بر او . و غيرت از لوازم محبت است ، چه هر كه محب است بناچار غيور بود ، و غيرت بر سه قسمست غيرت محب و غيرت محبوب و غيرت محبت . أما غيرت محب بر دو نوعست غيرت محب غير محبوب و غيرت محب محبوب ، و غيرت محب غير محبوب در قطع تعلق محبوب از غير مفيد نباشد ليكن در قطع تعلق غير از محبوب شايد كه مفيد بود همچو غيرت ابليس كه در قطع تعلق نظر محبوب او با آدم هيچ اثر نكرد أما در قطع تعلق غير از محبوب اثرها نمود و مى نمايد ، و غيرت محب محبوب يا بر تعلق محبوب بود با غير بمحبتى يا بر تعلق غير با محبوب بمحبتى يا بر نسبت مشاركت غير با محبوب يا بر اطلاع غير بر محبوب . و أما غيرت محبت جز نظر ارباب ذوق و أهل حقيقت بدان نرسد چه غيرت محبت از خواص محبان است و فهم محبى محب از غوامض علوم و نه هر كس بدان راه برد بخلاف محبى محبوب . و از آن جمله قرب است ، و قرب در عرف متصوفه عبارتست از استغراق وجود سالك در عين جمع بغيبت از جميع صفات خود تا غايتى كه از صفت قرب و استغراق و غيبت خود هم غايب بود چنان كه ابو يعقوب موسى گفت : مادام العبد يكون عالما بالقرب لم يكن قربا حتى يغيب بالقرب عن القرب ، فذلك قرب و قرب حق سبحانه و تعالى بدل بنده به اندازه قرب دل بنده بود بأو و هر چند